على محمدى
16
شرح اصول استنباط ( فارسى )
از كلام خود او نقل شد ولى مثال ديگرى مىآوريم ، مثلا فرض كنيد قرآن موضوع بحث ما است و بحث مىكنيم كه آيا كلام خدا است يا خير ؟ سخن از عوارض خود كتاب است كه كتاب نوعى از انواع ادلّهء احكام است بر فرض كه كلام خدا باشد آيا حادث است يا قديم ؟ سخن از عوارض عوارض است و بر فرض حدوث آيا نسخ در آن ممكن است يا محال ؟ واقع شده يا خير ؟ و . . . كه سخن از عوارض عوارض عوارض و . . . است . در اين بيان نيز دو نكته به چشم مىخورد : 1 - عوارض غريبه مطلقا مورد بحث نيست هرچند در غرض مدوّن دخيل باشد . 2 - عوارض ذاتيه مطلقا مورد بحث است هرچند در غرض مدوّن علم دخيل نباشد . همين نواقص كه از ظاهر تعابير مستفاد است جناب مصنف را واداشت كه قول وسطى را انتخاب نموده و بفرمايند : « موضوع كلّ علم ما يبحث فى العلم عن احواله و عما يتعلق به مماله دخل فى غاية ذالك العلم » با اين تعبير خارج ساختند از موضوع العلم آندسته از عوارض ذاتيهاى را كه مستقيما و اوّلا و بالذات بر موضوعى عارض مىشوند ولى در غرض از علم مدخليت ندارند اين گونه از اعراض مورد بحث نيست فى المثل در علم طب از عوارض بدن و امراض آن و عوامل مرض و راههاى پيشگيرى از آن و . . . گفتگو مىشود ولى از اينكه اين بدن فضائى را اشغال كرده ، در اين زمان واقع شده ، سياه است يا سفيد و . . . با اينكه از عوارض ذاتيهء بدن هستند گفتگو نمىشود چون غرض طبيب را تأمين نمىكند و . . . يا مثلا در علم اصول كه عند المشهور موضوعش ادلّهء اربعه است يكى از مصاديق و انواع آن كتاب مجيد است و عوارض ذاتيهء فراوانى دارد كه موضوع تمامى آنها قرآن است از قبيل : مسائل مربوط به تجويد قرآن ، مسائل مربوط به قرائتهاى مختلفهء قرآن ، مباحث مربوط به قرّاء